اخبار عراق
تروریسم

روند طولانی بازپروری کودکان قزاق بازگردانده شده از سوریه

نویسنده کسنیا بوندال

image

زنان و کودکانی که در روزهای ۱۷ تا ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ در عملیات جوسان-۲ (خاراگوش تلخ ۲) از سوریه به قزاقستان بازگشته اند، در این تصویر گرفته شده از یک ویدیوی «کی ان بی» در یک مرکز بازپروری در استان مین‌قشلاق دیده می شوند.

آلماتی -- کودکان متولد شده از زنان قزاقستانی ملحق شده به «دولت اسلامی» (داعش) که پس از آن به قزاقستان بازگردانده شده اند، تحت دوره بازپروری طولانی مدت قرار می گیرند.

عملیات جوسان (خاراگوش تلخ)، شامل مجموعه ای از پروازهای بازگرداندن افراد از سوریه به قزاقستان طی سال های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ بود. در این عملیات بیش از ۷۰۰ تبعه قزاقستان، از جمله ۱۸۸ زن، از سرزمینی که قبلاً تحت تسلط داعش قرار داشت، به کشورشان بازگشتند.

در میان کسانی که بازگشته بودند، چندین از جمله کودکان یتیم به چشم می خورند. بسیاری از این کودکان درگیری ها را از نزدیک دیده بودند و چیزی جز جنگ نمی دانستند.

اولگا ریل از نور سلطان، رئیس هیأت مدیره سازمان مردم نهاد پراوو (قانون) و رئیس سازمان غیردولتی «شانس» که به نوجوانان در معرض خطر کمک های حقوقی و روانی ارائه می دهد، برخی از تجربیات این کودکان در سوریه را بازگو کرد.

image

کودکانی که از سوریه به قزاقستان بازگشته اند، در یک مرکز بازپروری در استان مین‌قشلاق قزاقستان بازی می کنند. تصویر گرفته شده از یک ویدیوی «کی ان بی».

در یکی از این موارد، پسرکی شاهد مرگ مادرش بر اثر انفجار بود و مجبور شد زخم های خودش را با دارویی که پس از حمله هوایی روی زمین پیدا کرده بود، مداوا کند.

ریل گفت، نگاه کردن به این کودکان و تلاش برای درک آن چه آنها با آن مواجه بودند، بسیار هولناک بود.

ریل گفت، در شرایط زمان جنگ که این کودکان در آن زندگی می کردند مادران برای حفظ خانواده هایشان نقش سنتی مردان را بر عهده داشتند، و فرزندان بزرگتر نقش مادرانشان را ایفا می کردند.

او با اشاره به جمعیت انبوه قزاق های بازگردانده شده به این مرکز، گفت: «به یاد می آورم یک بار که مشغول گشتزنی شبانه در مرکز آکتائو بودم، صحنه ای دیدم که من را بهت زده کرد. نیمه شب دختر ۹ ساله ای را دیدم که لباس می شست؛ چرا که مادرش خوابیده بود.»

«تا وقتی که این خانواده در سوریه بودند، اوضاع به همین منوال بود؛ مادر خسته استراحت می کرد، و بزرگترین کودک مجبور بود کارهای خانه را انجام دهد.»

تعیین هویت کودکان

به گفته ریل، یکی از عوامل کلیدی در روند بازپروری کودکان تهیه مدارک لازم به منظور دریافت کمک های پزشکی و مالی برای مادران و کودکان بود.

وی گفت: «در حالی که صدور مجدد اسناد برای مادرانی که پس از دریافت مجوز بازگشتشان، به قزاقستان بازگردانده شده بودند، ساده تر بود ... اما همه چیز در مورد بچه ها بسیار پیچیده بود.»

ریل می گوید: «مادران در چادرها زایمان می کردند و فقط تعداد کمی از آنها به بیمارستان می رفتند. اما در هر دو صورت، هیچکس به آنها گواهی تولد نمی داد.»

مراکز پزشکی قانونی وزارت دادگستری در سال ۱۳۹۷ در چارچوب طرح سازمان مردم نهاد «شانس»، انجام آزمایش «دی ان آ» به منظور تعیین نسبت خویشاوندی را آغاز کردند.

با این حال، دولت فقط در سال های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ بودجه ای را به آزمایش «دی ان آ» اختصاص داد و در سال ۱۴۰۰ این بودجه ها را قطع کرد.

سازمان «شانس» برخی از این هزینه ها را بر عهده گرفت و دیگران نیز در این راستا همکاری کردند.

ریل گفت: «کارکنان مراکز پزشکی قانونی وزارت دادگستری دست به کار شدند و برای پرداخت هزینه این تحقیق اقدام به جمع آوری پول کردند.» وی افزود، گاهی اوقات این کارکنان برای انجام آزمایش های پیچیده مورد نیاز به منظور «تعیین نسبت خویشاوندی بین یک عمه یا خاله با خواهرزاده ها و برادرزاده هایش» به آزمایشگاه های خصوصی مراجعه می کردند.

در برخی موارد، بستگان این کودکان هزینه آزمایش خصوصی را پرداخت می کردند.

وی افزود، هزینه های تعیین نسبت مادر و فرزند از ۸۵ هزار تنگه قزاقستان (۲۰۰ دلار) شروع می شود. این در حالی است که هزینه تعیین نسبت خویشاوندی بین مادربزرگ و نوه یا بین خاله با خواهرزاده ها و عمه با برادرزاده هایش تا ۳۵۰ هزار تنگه قزاقستان (۸۲۵ دلار) افزایش یافته است.

وکلای «پراوو» بر اساس نتایج آزمایش‌ها به منظور درخواست گواهی تولد برای این کودکان به دادگاه رفتند.

دولت سپس اطلاعات آنها را در پایگاه داده های خود وارد کرد و برای این کودکان گواهی تولد صادر کرد.

به گفته ریل، این تلاش سابقه جدیدی را در قزاقستان ایجاد کرد -- قضات در گذشته در مورد چنین پرونده هایی یا اصلاً چیزی نشنیده بودند یا به تعداد زیادی از آنها رسیدگی نکرده بودند.

به محض دریافت اسناد تجدیدنظر شده توسط مادران، دولت به آنها کمک های اجتماعی هدفمند ارائه می دهد. در جریان قرنطینه شدید بر اثر ویروس کرونا از اسفند تا اردیبهشت ماه ۱۳۹۸، آنها ماهانه مزایایی به مبلغ۴۲۵۰۰ تنگه قزاقستان (۹۹ دلار) دریافت می کردند.

در نیمه دوم سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، دولت کمک های غذایی ارائه کرد. در ابتدا مبلغ ۱۵ هزار تنگه قزاقستان (۳۵ دلار) به ازای هر کودک در ماه پرداخت می شد، اما در سال ۱۳۹۸ مبلغ ماهانه را به ۲۱ هزار تنگه قزاقستان (۵۰ دلار) برای هر کودک افزایش داد.

ریل گفت که سازمان شانس «مقداری پوشاک خرید، اما نه برای همه استان ها.»

درمان پزشکی و بازپروری

در همین حال، بسیاری از کودکانی که از سوریه بازگشتند نیاز به مداوا داشتند.

تقریباً همه این کودکان مشکلات دندان داشتند و بسیاری از آنها از عوارض ناشی از بیماری های سرماخوردگی و عفونی رنج می بردند. برخی دیگر نیز به دلیل مجروح شدن نیازمند عمل جراحی بودند.

ریل گفت: «کودکانی که از سنین پایین دارای معلولیت بودند در این مرکز بازپروری در آکتائو تحت درمان قرار گرفتند. وقتی آنها به خانه بستگان خود رفتند نیز بلافاصله به کلینیک ها منتقل شدند و به درمان ادامه دادند.»

ریل داستان پسر ۱۴ ساله ای را روایت کرد که -- یک سال و نیم پس از بازگشت از عراق -- ظاهراً به دلیل استرس، نمی توانست از پاهایش استفاده کند.

او گفت که مادر این پسر به دلیل نقض قوانین عراق در زندان رصافه بغداد در حال گذراندن دوران محکومیت است و برادر بزرگترش در ۱۷ سالگی در قلمرو تحت تسلط داعش کشته شد.

این پسر ۱۴ ساله اکنون به همراه برادر و خواهر کوچکترش تحت سرپرستی قانونی خویشاوندان قرار گرفته است.

ریل گفت، در رصافه، جایی که این سه کودک به همراه مادرشان نگه داشته شده بودند، همه بچه ها به مدت سه سال در یک تشک مشترک روی زمین می خوابیدند.

ریل گفت، بازپروری یک فرایند طولانی و سخت است و هیچ کس نمی داند که بعداً اوضاع برای این کودک چگونه پیش خواهد رفت.

وی افزود که اجتماعی شدن کودکان چالش دیگری است.

آغاز کردن این زندگی جدید برای این کودکان مستلزم تلاش کردن بود؛ چرا که آنها مجبور بودند در خانه و مدرسه با بزرگسالان و کودکان در محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند. ریل گفت، رفتن به مدرسه برای آنها یک سختی بزرگ بود.

«به منظور تسهیل سازگاری آنها با محیط، بچه ها قبل از ۱۰ شهریور، برای گردش به مدارسی که قرار است در سال تحصیلی در آنها حضور یابند، اعزام شدند.»

وی گفت: «یکبار یک پرسش ساده ناظم مدرسه در مورد این که آنها اهل کجا هستند، آنها را شوکه کرد و موجب گریه آنها شد.»

ریل گفت: «هنگامی که آنها [از مدرسه] به مرکز [بازپروری] بازگشتند، گفتند که دیگر نمی خواهند به مدرسه بروند؛ چرا که آن وقت همه می فهمند که آنها از سوریه آمده اند. بنابراین، این کودکان دوباره از مدرسه ای که قرار است در سال تحصیلی در آنها حضور یابند، دیدار کردند، با معلمان کلاس شان و البته با یک روانشناس ملاقات کردند تا بتوانند بر این ترس ها و دیگر مشکلات غلبه کنند.»

آیا این مقاله را می پسندید؟

0 نظر
شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در ديارنا * به معنی فیلد ضروری است 1500 / 1500